فعالان فرهنگی

(...مرجعی برای فعالان فرهنگی(ایده،روش،آموزش و

فعالان فرهنگی

(...مرجعی برای فعالان فرهنگی(ایده،روش،آموزش و

فعالان فرهنگی

مرجعی برای فعالان فرهنگی(ایده،روش،آموزش و...)-زیر نظر مجموعه بزرگ فرهنگی منتظران
این وبلاگ زیر نظر نخبه های فرهنگی و اساتید مجرب میباشد.

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
نویسندگان

۸ مطلب با موضوع «داستان کوتاه» ثبت شده است

"حیفه نخونی"

از کاسبی پرسیدند: چگونه در این کوچه پرت و بی عابر کسب روزی می کنی؟ 

گفت: آن خدایی که فرشته مرگش مرا در هر سوراخی که باشم پیدا می کند!! چگونه فرشته روزیش مرا گم می کند!!!؟


برگرفته از www.Morabbee.ir

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۵ ، ۱۱:۴۱
آرمین آزادیان

معلم به بچه ها گفت: من نمیدونم وقتی ما قرآن رو داریم، دیگه ولایت فقیه برای چیه؟!

از تهِ کلاس یکی از بچه ها گفت: آقا وقتی ما کتاب داریم معلّم برا چیه...؟!


برگرفته از www.Morabbee.ir

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۵ ، ۱۱:۳۴
آرمین آزادیان

✅تربیت مدیر


⚪️می‌پرسم: چرا همه کارها را خودت انجام می‌دهی؟

🔴می‌گوید: به کار دیگران اعتماد ندارم.

⚪️می‌پرسم: چرا اعتماد نداری؟

🔴می‌گوید: هر کاری را به کسی سپرده‌ام، خرابش کرده است.

🍀بله، کارها به‌خوبی و زیبایی پیش می‌روند، اگر خود همة آنها را بر عهده بگیرید؛ اما آیا فکر کرده‌اید در کنار همة کارها، پرورش مدیر هم کاری است کارستان؟ تا کاری را به دیگری نسپارید و مسئولیتی را واگذار نکنید،

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۵ ، ۱۱:۳۰
آرمین آزادیان

امروز یه مهمون اومده بود کانون.

 از محبت بزرگترا به همدیگه تعجب کرده بود...


من خودم همیشه بین بچه های حلقه ، با تمام وجود به مربیان دیگه محبت میکنم.


اولا؛ هیچ چیزی با ارزش تر از رفاقتامون نیست.

دوم؛ اینکه بچه ها باید محبت رو یاد بگیرن.

سوم؛ فضای جمع مجموعه، خیلی به برخورد بزرگترا با هم بستگی داره.


@tarbiatii

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۵ ، ۱۰:۱۱
آرمین آزادیان

☘خواهرم حجابت؟!

👈گفت:

دلم پاک است!

✋مگر می شود پاکی هزاران دل را بدزدی↪️

☘و دلت پاک باشد!؟

https://telegram.me/tarbiatii

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۸:۵۹
آرمین آزادیان

بی شرمانه زیستن



در مجلس ختمی، مرد متین و موقری که در کنارم نشسته بود و قطره اشکی هم در چشم داشت، آهسته به من گفت: آیا آن مرحوم را از نزدیک می شناختید؟


گفتم: خیر قربان! خویشِ دور بنده بوده و به اصرار خانواده آمده ام، تا متقابلا، در روز ختم من، خویشان خویش، به اصرار خانواده بیایند.

حرفم را نشنید، چرا که می خواست حرفش را بزند. پس گفت: بله... خدا رحمتش کند! چه خوب آمد و چه خوب رفت. آزارش به یک مورچه هم نرسید. زخمی هم به هیچکس نزد. حرف تندی هم به هیچکس نگفت. اسباب رنجش خاطر هیچکس را فراهم نیاورد. هیچکس از او هیچ گله و شکایتی نداشت. دوست و دشمن از او راضی بودند و به او احترام می گذاشتند... حقیقتا چه خوب آمد و چه خوب رفت...


گفتم: این، به راستی که بیشرمانه زیستن است و بیشرمانه مردن.

با این صفات خالی از صفت که جنابعالی برای ایشان بر شمردید، نمی آمد و نمی رفت خیلی آسوده تر بود.

آدم باید جاذبه و دافعه داشته باشد!

ما آمده ایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم، نیامده ایم تا پس از مرگمان بگویند: از کرم خاکی هم بی آزارتر بود و از گاو مظلومتر، ما باید وجودمان و نفس کشیدنمان، و راه رفتنمان، و نگاه کردنمان، و لبخند زدنمان هم مانند تیغ به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۹:۴۰
آرمین آزادیان

یک دست والیبال...



هنر دشمنتان تابه‌حال این بوده تا توانسته، شما را از بقیه جدا کرده و بقیه را از شما گرفته... چه اشکالی دارد وجه اشتراک خودمان را با این نوجوان‌ها و جوان‌ها با یک دست والیبال شروع کنیم؟!



شهید ابراهیم هادی یک‌تنه با یک تیم، مسابقه‌ والیبال می‌داد و آخرش همه را مغلوب می‌کرد! بعد که نگاه می‌کردی از همین طریق با همه رفیق می‌شد... اگر نتوانیم با فضای مشروع امروزی‌ها راه بیاییم، قطعاً آن‌ها راهشان را از ما جدا می‌کنند... خوب است کمی با شور و نشاط و تحرک بیشتر، با بازی‌ها و حتی مسابقه با آن‌ها، همراهی‌شان کنیم... یا حتی اخبار ورزشی روز را دنبال کنیم و و و...



شاید گاهی یک دست والیبال ما پیش خدا باارزش‌تر از خیلی از کارهایمان برای او باشد!

https://telegram.me/tarbiatii

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۹:۰۲
آرمین آزادیان

داستان کوتاه:

ﻋﮑﺎﺱ: ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﺍﺯﺕ ﯾﻪ ﻋﮑﺲ ﺑﮕﯿﺮﻡ؟؟

ﭘﺴﺮ: ﮐﻪ ﭼﯽ ﺑﺸﻪ؟؟

ﻋﮑﺎﺱ: ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺒﯿﻨﻦ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺭﻧﺠﯽ ﺑﺮﺍﺩﺭﺗﻮ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ

ﺳﺮﻣﺎ ﺭﻭ ﮐﻮﻟﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ.....

ﭘﺴﺮ: ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﻬﻢ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯽ؟؟

ﻋﮑﺎﺱ: ﭼﻪ ﮐﻤﮑﯽ؟؟

ﭘﺴﺮ: ﮐﻤﺮﻡ ﺩﺭﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ,

ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻋﮑﺲ ﮔﺮﻓﺘﻦ,

ﺑﺮﺍﺩﺭﻣﻮ ﺗﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﺎﺷﯿﻨﺖ ﮐﻨﯽ؟؟

ﻋﮑﺎﺱ:

ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﻋﺠﻠـــــــــﻪ ﺩﺍﺭﻡ ...

همه میتونن ادعای آدم بودن بکنن

ولی هر کسی نمیتونه آدم باشه      

مهربان باشیم 

      و به معنای واقعی انسان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۰:۲۳
آرمین آزادیان